تبليغاتX
Thank God
A wise man once sat in the audience & cracked a joke.
All laughed like crazy. After a moment he cracked the same joke again and a
little less people laughed this time.
He cracked the same joke again & again, When there was no laughter in the
crowd,
he smiled and said

*"When u can't laugh on the same joke again & again, then why do u keep
crying over the same thing over and over again.

'Forget the past & move on'…


I wanted you sooooooo bad

You turned out to be the best thing I never had

and I would always be the best thing you never had 

it is sad



باز باران بارید،

خیس شد خاطره ها،

مرحبا بر دل ابری هوا...

هر کجا هستی باش... 

آسمانت آبی، و تمام دلت از غصه ی دنیا خالی.....


I am moving from this home


 x :) bye



یادمان باشد اگر این دلمان بی کس شد

طلب مهر ز هر چشم خماری نکنیم 

یادمان باشد که دگر لیلی و مجنونی نیست 

به چه قیمت دلمان بهر کسی چاک کنیم 

یادمان باشد که در این بهر دو رنگی و ریا 

دگر حتی طلب آب ز دریا نکنیم 

یادمان باشد اگر از پس هر شب روزیست 

دگر آن روز پی قلب سیاهی نرویم 

یادمان باشد اگر شمعی و پروانه به یکجا دیدیم 

طلب سوختن بال و پر کس نکنیم

یادمان باشد ازامروزجفایی نکنیم 

گرکه درخویش شکستیم صدایی نکنیم 

خودبسازیم به هردرد که ازدوست رسد 

بهربهبود ولی فکردوایی نکنیم 

جای پرداخت به خودبردگران اندیشیم 

شکوه ازغیرخطاهست خطایی نکنیم 

وبه هنگام عبادت سرسجاده ی عشق 

جزبرای دل محبوب دعایی نکنیم 

یاورخویش بدانیم خدایاران را 

جزبه یاران خدادوست وفایی نکنیم 

گله هرگزنبود شیوه ی دلسوختگان 

با غم خویش بسازیم وشفایی نکنیم

یادمان باشداگرشاخه گلی راچیدیم 

وقت پرپرشدنش سازونوایی نکنیم 

پر پروانه شکستن هنر انسان نیست 

گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم 

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد 

طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم 

دوستداری نبود بندگی غیر خدا 

بی سبب بندگی غیرخدایی نکنیم 

مهربانی صفت بارزعشاق خداست 

یادمان باشد ازینکار ابایی نکنیم 

ولی آخر تو بگو با دل عاشق چه کنم؟ 

یاد من هست، طلب عشق ز هر کس نکنم

گو تو آخر که نه انصاف و نه عدل است و نه داد 

دل دیوانه من بهر که افتاده به خاک 

این همه گفتم و گفتم که رسم آخر کار 

به تو ای عشق ، تو ای یار ، به تو ای بهر نیاز 

یاد من هست که د یگر دل من تنها نیست 

یاد من هست که دیگر دل تو مال من است 

یاد من هست که باشم همه عمر بهر تو پاک 

یاد تو باشم و هر دم بکنم راز و نیاز 

یاد تو باشد از این پس من و تو ما شده ایم 

هر دو عاشق دو پرستو دو مسافر شده ایم



+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 آبان1390ساعت 9:7 بعد از ظهر  توسط  marjan   | 
اخ خدا شکر شکر شکر merci عسل مهربون خیلی خیلی merci 
خیلی مهربونی و بزرگی  کردی خدا
love you  
 چه stressi رو ازم دور کردی
Merciiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii
10-11-2011 .B.P :)
+ نوشته شده در  دوشنبه 23 آبان1390ساعت 12:25 بعد از ظهر  توسط  marjan   | 
به یاد استیو جابز :                                                                                                          
۱) سادگی را انتخاب کنید
از نظر جابز، سادگی نهایت پیچیدگی است. او به ایده های بسیاری نه گفته است تا بتواند محصولاتی را تولید کند که فقط شامل چیزهای مورد نیاز مشتری باشند و لاغیر. همانطور که در محصولات اپل مشخص است، جابز هیچ علاقه ای به جینگیلی مستون ندارد.
مقاله نویسان مجله فورچون می گویند جابز از کسانی که به همه چیز آری می گویند متنفر است، جابز و تیم مدیریتی اش ترجیح می دهند افرادی صادق در کنار خود داشته باشند تا کسانی که از ایده های نامناسب حمایت می کنند.
۲) ذهن خود را مانند افراد مبتدی نگه دارید
در آیین بودایی اصطلاحی وجود دارد به عنوان ذهن مبتدی. داشتن ذهن مبتدی یک موهبت است.
جابز توصیه می کند که همه مسائل را با ذهنی باز بررسی کنید و آنها را طوری تجربه کنید که گویی اولین باری است که با آن مواجه می شوید. خود را برای شگفت زده شدن آماده کنید.
۳) از خودتان انتظار تعالی داشته باشید
جابز می گوید سعی کنید معیار کیفیت باشید. بعضی ها به محیط هایی که در آن انتظار تعالی از فرد می رود، عادت ندارند.
شرکت سی و پنج ساله اپل با بیش از 
۵۰ هزار کارمند و فروشی سالانه بالغ بر ۱۰۰ میلیارد دلار که هر سال ۶۰ درصد رشد را تجربه می کند و محصولاتی به بازار ارائه می کند که گوی سبقت را از دیگران ربوده اند، تنها به این دلیل موفق شده است که جابز جز موفقیت و کمال چیزی را قبول ندارد. با وجودی که برخی او را یک دیکتاتور سازمان می نامند ولی او توانسته است اپل را تبدیل به شرکتی کند که دست کسی به آن نمی رسد.
۴) استعدادها را شناسایی و تربیت کنید
اپل بیش از 
۲۵ هزار کارمند دارد. هر سال گردهمایی استراتژی شرکت با حضور گروهی از رهبران شرکت با عنوان یکصد کارمند برتر تشکیل می شود. با وجودی که احتمالاً معدودی کارمندان جزء نیز در این گروه انتخاب می گردند. کسانی که مهارتهای قوی و ایده های عالی دارند. اپل به ما یاد می دهد که پرورش و تشویق استعدادها مهمتر از ساختارهای سازمانی مصنوعی است.
۵) ایمان داشته باشید و پروژه های عجیبتان را رها نکنید
…چون ممکن است روزی تبدیل به پیکسار شوند. کمی پس از ترک اپل، جابز پرسودترین سرمایه گذاری عمرش را انجام داد. او با پرداخت پنج میلیون دلار گروهی از زبده ترین متخصصین گرافیک کامپیوتری را در قالب استودیوی پیسکار از جرج لوکاس خرید. در سال 
۲۰۰۶ او پیکسار را به والت دیزنی به ارزش ۷.۴ میلیارد دلار فروخت و تبدیل به بزرگترین سهامدار دیزنی گشت.
۶) از متفاوت بودن نترسید
فروشگاههای اپل نمونه بارز این مسئله هستند. چی الیوت نویسنده کتابی در مورد جابز معتقد است این فروشگاهها خطر بزرگی برای شرکت به شمار می رفتند اما جابز با نگاه متفاوتش و سرمایه گذاری روی همین تفاوت ها به موفقیت بزرگی دست یافت. جابز می گوید: نوآوری وجه تمایز بین یک رهبر و یک پیرو است!
۷) به آنچه انجام می دهید عشق بورزید
تنها راه انجام کارهای بزرگ این است که آنچه را انجام می دهید واقعاً دوست داشته باشید. اگر تاکنون آن را نیافته اید به جستجویتان ادامه دهید. کنار ننشینید. اگر راجع به کارتان مشتاق و علاقمند نیستید، نمی توانید منشاء نوآوری باشید.

+ نوشته شده در  شنبه 7 آبان1390ساعت 10:52 قبل از ظهر  توسط  marjan   | 

who do you think you are?

Runnin' 'round leaving scars
Collecting your jar of hearts
And tearing love apart
You're gonna catch a cold
From the ice inside your soul

I wish I had missed the first time that we met 

...

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 16 مهر1390ساعت 8:54 بعد از ظهر  توسط  marjan   | 

+ نوشته شده در  شنبه 16 مهر1390ساعت 4:37 بعد از ظهر  توسط  marjan   | 




+ نوشته شده در  یکشنبه 10 مهر1390ساعت 8:16 بعد از ظهر  توسط  marjan   | 

سلام ای مهربان با سعادت   مبارک باشدت روز ولادت
سلام ای عندلیب نغمه پرداز   تو ای رویای نا فرجام پرواز
کجایی آشنای عهد دیرین   تو ای یاد آور ایام شیرین
نبینم اشک حسرت در نگاهت   نبینم بغض دلتنگی و آهت
تو تنها بلبل این مرغزاری   که آرام دل این مرغ زاری
چه نامردانه بالت را ببستند   چه بیرحمانه قلبت را شکستند
چو میبینم ترا رنجور وخسته   دل من زین سبب درخون نشسته
امان از دست سهل انگار تقدیر   که گاهی زود می جنبد گهی دیر
تو را باخاطراتت دوست دارم   به مجموع صفاتت دوست دارم
تورا از آن زمانی که نبودم   ز اعماق وجود و تار وپودم
تو راباخنده هاو گریه هایت   به احساس لطیف و با صفایت
تو رابا کوله باری از دعاها   سپردم دست آن دادار یکتا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 شهریور1390ساعت 8:55 بعد از ظهر  توسط  marjan   | 

گفتم: خدایا از همه دلگیرم، گفت: حتی از من؟ 

گفتم: خدایا دلم را ربودند، گفت: پیش از من؟ 

گفتم: خدایا چقدر دوری، گفت: تو یا من؟ 

گفتم: خدایا تنهاترینم، گفت: پس من؟ 

گفتم: خدایا کمک خواستم، گفت: از غیر من؟ 

گفتم: خدایا دوستت دارم، گفت: بیش از من؟ 

کوله‌بارم بر دوش، سفری باید رفت، یار تنهایی من با من گفت: هر کجا لرزیدی، از سفرترسیدی، تو بگو، از ته دل، من خدا را دارم ...


+ نوشته شده در  دوشنبه 17 مرداد1390ساعت 8:42 بعد از ظهر  توسط  marjan   | 
دل عاشق به پیغامی بسازه   خمارآلوده با جامی بسازه
مرا میمی ز مرجان تو کافیست   ریاضت کش به بادامی بسازه
:)

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 تیر1390ساعت 8:38 بعد از ظهر  توسط  marjan   | 
-- امروز خانومه یکی  از مریض هام زنگ زد گفت  اسمه شوهرش رو از لیست خط بزنم ، مرده.
-- خاله دینا فوت کرده، داره میره سوئد.
-- آقا ناصر چطوره؟ خوببببب. ناصر رفت . منو گذاشت رفت. ۲۹ July چهلمش هست.
لبخندش از جلو چشمم نمیره کنار
بهم میگفت من به امیده یک فردای بدونه درد شب می خوابم ، تو دختره به این زیبایی، سلامت، موفق چرا غمگینی . نکن، این کارو با خودت نکن.

  وقتی از اتاق عمل آمد بیرون ، لبخندش تو صورت سفیدش میدرخشید، گفت: وو،.... چه آرامشی بود. بیهوشی چه آرامشی بود، وقتی چشمم رو باز کردم انگار تازه متولد شدم ...

 اون روز که من حالم خیلی بد بود، برای نبودن علی گریه میکردم، رفتم خونشون، تا شب باهم حرف زدن،  با اون حالش از Chiswick من رو رسوند Enfiled ...دلم میخاد ازش بپرسم اونجا چطوریه؟ رفتن چطوری بود؟ وجود داره؟  درد داشت؟ ترس داشت؟...

 شیرین میگفت وقتی رفت دستش تو دستش بوده، میگفت فقط ضربان قلبش آروم شد ، آروم و آروم تر، چشماش بهش خیره بود، بعدش همچی ایستاد.

 
 
 

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 تیر1390ساعت 7:13 بعد از ظهر  توسط  marjan   | 
 
...............................