|
Thank God
|
||
(!)( From unanmous. (anonymous
.![]()
۱۹۹۱ آخرین باری بوده که مثل این برف در لندن اومده. امروز همکارها از خاطرات اون روزشون میگفتن از ۱۸ سال پیش!
من اگر قرار باشه امروز رو، این برف زیبا و هیجان انگیز رو، این سفید خالص با شکوه رو،این سکوت طبیعت در سرما رو، برای سالها بعد خاطره کنم فقط غم، سر در گمی،تنهایی .....فعلا که سرما پاینده هست، تو هم با من بما آرزوی دیرین.
خدایا شکر.
آرامش و شکر امروزم برای سلامتی و شنیدن صدای پدر و مادرم بود، بقیه باز شکر و کمک خداااا![]()
Va baraye in email az…. ham shokr ,ham shokr ham shokr
L
چه برف زیبایی، چه غمگینم من.
نمیدونستم میمیرم بی تو ، بی چشات.
نمیدونستم دلم بسته به ساز صدات
اگه میری از اینجا، برو که رفتن میرسه به یه دنیا نور
برو که اگر شکستی از من دوباره بساز
نمیدونستی میمیرم بی تو، بدون چشات
نمیخواستی بمونی بسازی به ساز دلم، گل خوشگلم برو راهی نیست تا فردا عزیز دلم
................................................................................
When the door of happiness closes, another opens;
but often times we look so long at the
closed door that we don't see the one,
which has been opened for us.
Don't go for looks; they can deceive.
Don't go for wealth; even that fades away.
Go for someone who makes you smile,
because it takes only a smile to
make a dark day seem bright.
Find the one that makes your heart smile.
May you have enough happiness to make you sweet,
enough trials to make you strong,
enough sorrow to keep you human and
enough hope to make you happy.
The happiest of people don't necessarily
have the best of everything;
they just make the most of
everything that comes along their way
The brightest future will always
be based on a forgotten past;
you can't go forward in life until
you let go of your past failures and heartaches.
When you were born, you were crying
and everyone around you was smiling.
Live your life so at the end,
you're the one who is smiling and everyone
around you is crying.
یادم باشد فردا حتماْ
ناز گل را بکشم٬ حق به شب بو بدهم
یادمن باشد از فردا صبح جور دیگر باشم
فراموش کنم هرچه گذشت٬ خانه دل را بتکانم از غم
٬ دست در دست زمان بگذارم
زندگی شیرین است ٬ زندگی بایدکرد ٬ گرچه دیراست ولی...
بذر امید بکارم بردل ولحظه را در یابم
من به بازار محبت بروم فردا صبح, مهربانی خود را عرضه کنم
یک بغل عشق از آن جا بخرم
یادم باشد فردا حتماْ
بگذرم از سر تقصیر رفیق
بنشینیم دم در٬ چشم بر کوچه بدوزیم با شوق
تاکه شاید برسد همسفری ٬ ببرد این دل مارا با خود
وبدانم دیگر قهر هم چیز بدی ست
یادم باشدفردا حتماْ
باور این را بکنم که دگر فرصت نیست
وبدانم اگر دیر کنم ٬ مهلت نیست
وبدانم که روزی خواهم رفت
وشبی هست مرا که نباشد پس از آن فردایی
.
.
.
روزی ۱۰۰ بار دارم میمیرم و جون میگیرم.خدااااا کمک

|
|