تبليغاتX
Thank God
 
Thank God
 
 
 
 چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟

هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلب‌هایشان از یکدیگر فاصله می‌گیرد. آن‌ها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آن‌ها باید صدایشان را بلندتر کنند.


 هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر باشند خیلى به آرامى با هم صحبت می‌کنند.  چون قلب‌هایشان خیلى به هم نزدیک است.

هنگامى که عشق‌ بیش‌تر شد،   فقط در گوش هم نجوا می‌کنند و عشقشان باز هم به یکدیگر بیشتر می‌شود.سرانجام، حتا از نجوا کردن هم بی‌نیاز می‌شوند و فقط به یکدیگر نگاه می‌کنند. این هنگامى است که دیگر هیچ فاصله‌اى بین قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باشد.

 |+| نوشته شده در  شنبه 1388/05/24ساعت 19:41  توسط  marjan   | 
زندگی می‌تواند به زیبایی رویاها باشد. فقط باید باور داشت.
:
- آب فراوان بنوشید.
- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید.
- از سبزیجات بیشتر استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده.
- بااین 3 تا E زندگی کنید:Energy (انرژی)،Enthusiasm (شور و اشتیاق)، Empathy (دلسوزی و همدلی)..
- از مدیتیشن، یوگا، نماز و دعا کمک بگیرید.
- بازی کنید.
- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید.
-  سکوت کنید و به تفکر بپردازید.
- 7 ساعت بخوابید.
-  پیاده‌روی کنید و در حین پیاده‌روی، لبخند بزنید.

 
- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید: شما نمی‌دانید که بین آنها چه می‌گذرد.
- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید.
- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید.
- خیلی خود را جدی نگیرید.
 -حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید.
- گذشته را فراموش کنید
-اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین می‌برد.
- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید.
- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما.
- بدانید که زندگی مدرسه‌ای می‌ماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستندو به مانند کلاس جبر می‌باشند.
- بیشتر بخندید و لبخند بزنید.
- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد.

- خانواده و اقوام خود زنگ بزنید.
- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید.
- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید.
- زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سالبگذرانید.
- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری می‌کنند، به شما مربوط نیست..
در نگاه کسانی که پرواز را نمي فهمند هر چه بيشتر اوج بگيری کوچکتر خواهی شد
- زمان بیماری شغل شما به کمک شما نمی‌آید، بلکه دوستان شما به شما مدد می‌رسانند، پس با آنها در ارتباط باشید.

- خداوند درمان‌گر هر چیزی است. (ذکر خدا شفای هر دردی است.)
- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است.
-  بهترین هم می‌آید.
- از خداوند تشکر کنید.
-  خوشحال باشید
.

آخرین اما نه کم‌اهمیت‌ترین:

........................

 
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 1388/05/22ساعت 13:36  توسط  marjan   | 
خداوند، اون کسانی رو که ازش میخواهی کنارت باشن بهت نمیده،

بلکه اون کسانی رو کنارت قرار میده که بهشون نیاز داری!

بهشون نیاز داری تا

 کمکت کنن (تا کمک کردن رو یاد بگیری)

 باعث رنجش تو بشن (تا قوی بشی‌ و تحمل کردن رو یاد بگیری)

تو رو ترک کنن (تا یاد بگیری روی پای خودت بایستی)

عاشقانه دوستت داشته باشن( تا بدونی که توهم باید عشق بورزی)

........................................................................................................

خدای عزیزم،

اون کسی که همین الان مشغول خوندن این متنه، زیباست (چون دلی زیبا داره) درجه یکه(چون تو دوستش داری بهش نظر کرده ای)، قدرتمند و قوی و استواره (چون تو پشت و پناهش هستی) و من خیلی دوستش دارم. خدایا، ازت میخوام کمکشکنی زندگیش سرشار از همه بهترین ها باشه.

 خواهش میکنم  کاری کن به آنچه چشم امید دوخته (آنگونه که به خیر و صلاحش هست) برسه. خدایا، در سخت ترین لحظات یاریگرش باش تا همیشه بتونه همچون نوری در تاریک ترین و سخت ترین لحظات زندگیش بدرخشه و در ناممکن ترین موقعیت ها عاشقانه مهربورزه.

خداوندا، همیشه و هر لحظه او را در پناه خودت حفظ بفرما،هروقت بهت احتیاج داشت دستش رو بگیر (حتی اگه خودش یادش رفت بیاد در خونت و ازت کمک بخواد) و کاری کن این رو با تمام وجود درک کنه که هر آن هنگام که با تو و در کنار تو قدم برمیداره و گنجینه یه توکل به تو رو توی دلش حفظ کرده، همیشه و در همه حال ایمن خواهد بود.

۰۷/۰۸/۰۹

 |+| نوشته شده در  جمعه 1388/05/16ساعت 14:29  توسط  marjan   | 

with enough love to survive a lifetime!

 ای دریغ از ما اگر چون گل نرقصیم با نسیم!
ای دریغ از ما اگر مستمان نسازد آفتاب


 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1388/05/12ساعت 19:42  توسط  marjan   | 
.

Smile at everyone but laugh with just one, like everyone but love just one, Be in everyone's heart but let your heart belong to just one.

At your best and strongest stage you are the weakest because of ego.

Be careful

DON’T CLOSE YOUR EYES

That’s the time

Khodaya be omide to

 

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1388/05/12ساعت 13:10  توسط  marjan   | 
.

.

Smile though your heart is aching;
Smile even though it's breaking.
When there are clouds in the sky, you'll get by.
If you smile through your fear and sorrow,
Smile and maybe tomorrow,
You'll see the sun come shining through for you.

Light up your face with gladness,
Hide every trace of sadness.
Although a tear may be ever so near,
That's the time you must keep on trying,
Smile, what's the use of crying?
You'll find that life is still worthwhile,
.

That's the time you must keep on trying,


That's the time you must keep on trying


That's the time you must keep on trying
.

خدایا شکرت

به امید تو

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 1388/05/08ساعت 20:23  توسط  marjan  

بعضيها يك عمر زندگي ميكنند براي رسيدن به زندگي،

بعضيها را بايد بايگاني كرد،

بعضيها را بايد به آب انداخت،

بعضيها هزار لايه دارند
.

بعضيها با گلها صحبت ميكنند،

بعضي ها صداي آب را ترجمه ميكنند. 


بعضي ها صداي دل خود را هم نميشنوند.

بعضي ها حتي زحمت فكركردن را به خود نميدهند.

بعضي ها در تلاشند كه بيتفاوت باشند. 

.

آن که مست آمد و دستی به دلِ ما زد و رفت
درِ این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت
خواست تنهائی ما را به رخِ ما بکشد

تنه ای بر درِ این خانه تنها زد و رفت

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 1388/05/08ساعت 13:28  توسط  marjan  
:گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیروبااعتمادزمان حالت را بگذران وبدون ترس برای آینده آماده شو

ایمان را نگهدار وترس را به گوشه ای انداز.

شک هایت راباورنکن وهیچگاه به باورهایت شک نکن

زندگی شگفت انگیز است فقط اگر بدانید که چطور زندگی کنید

مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم اینست که با تمام توان شروع به دویدن کنی

کوچک باش و عاشق.که عشق میداند آئین بزرگ کردنت را

موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه پایان رسیدن

.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1388/05/04ساعت 19:59  توسط  marjan  

 

مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود.

کشاورز گفت برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد می کنم اگر توانستی دم یکی از این گاو نرها را بگیری من دخترم را به تو خواهم داد.

مرد قبول کرد. در طویله اولی که بزرگترین بود باز شد . باور کردنی نبود بزرگترین و خشمگین ترین گاوی که در تمام عمرش دیده بود. گاو با سم به زمین می کوبید و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را کنار کشید تا گاو از مرتع گذشت.

دومین در طویله که کوچکتر بود باز شد. گاوی کوچکتر از قبلی که با سرعت حرکت کرد .جوان پیش خودش گفت : منطق می گوید این را ولش کنم چون گاو بعدی کوچکتر است و این ارزش جنگیدن ندارد.

سومین در طویله هم باز شد و همانطور که فکر میکرد ضعیفترین و کوچکترین گاوی بود که در تمام عمرش دیده بود. پس لبخندی زد و در موقع مناسب روی گاو پرید و دستش را دراز کرد تا دم گاو را بگیرد...
 

اما.........گاو دم نداشت!!!!

 

زندگی پر از ارزشهای دست یافتنی است اما اگر به آنها اجازه رد شدن بدهیم ممکن است که دیگر هیچ وقت نصیبمان نشود. برای همین سعی کن که همیشه اولین شانس را دریابی.

 


 در زمان ها ي گذشته ، پادشاهي تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و براي اين كه عكس العمل مردم را ببيند خودش را در جايي مخفي كرد.

بعضي از بازرگانان و نديمان ثروتمند پادشاه بي تفاوت از كنار تخته سنگ مي گذشتند. بسياري هم غرولند مي كردند كه اين چه شهري است كه نظم ندارد. حاكم اين شهر عجب مرد بي عرضه اي است و ...

با وجود اين هيچ كس تخته سنگ را از وسط بر نمي داشت.

نزديك غروب، يك روستايي كه پشتش بار ميوه و سبزيجات بود ، نزديك سنگ شد. بارهايش را زمين گذاشت و با هر زحمتي بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را كناري قرار داد.

ناگهان كيسه اي را ديد كه زير تخته سنگ قرار داده شده بود ، كيسه را باز كرد و داخل آن سكه هاي طلا و يك يادداشت پيدا كرد.

پادشاه در ان يادداشت نوشته بود :

"هر سد و مانعي مي تواند شانسي براي تغيير زندگي انسان باشد."

 

.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 1388/05/01ساعت 0:35  توسط  marjan   | 
 
  بالا