تبليغاتX
Thank God - London-Monday 02/02/2009

Thank God

 

۱۹۹۱ آخرین باری بوده  که مثل این  برف در لندن اومده. امروز همکار‌ها از خاطرات اون روزشون میگفتن از ۱۸ سال پیش!

من اگر قرار باشه امروز رو، این برف زیبا و هیجان انگیز رو، این سفید خالص با شکوه رو،این سکوت طبیعت در سرما رو، برای سال‌ها بعد خاطره کنم فقط غم، سر در گمی،تنهایی‌  .....فعلا که سرما پاینده هست، تو هم با من بما آرزوی دیرین.

خدایا شکر.

آرامش و شکر امروزم برای سلامتی‌ و شنیدن صدای پدر و مادرم بود، بقیه باز شکر و کمک خداااا

Va baraye in email az…. ham shokr ,ham shokr ham shokr L

 

چه برف زیبایی، چه غمگینم من.

نمیدونستم می‌میرم بی‌ تو ، بی‌ چشات.

نمیدونستم دلم بسته به ساز صدات

اگه میری از اینجا، برو که رفتن میرسه به یه دنیا نور

برو که اگر شکستی از من  دوباره بساز

 نمیدونستی می‌میرم بی‌ تو، بدون چشات

نمیخواستی بمونی بسازی به ساز دلم، گل خوشگلم برو راهی‌ نیست تا فردا عزیز دلم

................................................................................

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/14ساعت 15:25  توسط  marjan   |